از هر سو شعارها بلند می‌شد. یک خواسته در میان همه مشترک بود؛ صدایی که از هزاران گلو شنیده می‌شد: جنگ، جنگ تا پیروزی

ابتدای صبح آخرین جمعه ماه رمضان بود ، روزی که بنام قدس معروف است ، در این اسفند ماه ابری باد ملایمی در خیابان‌های کرمانشاه می‌وزید به محل شروع راهپیمایی می روم ، آقای عبدی روحانی جوان و مسئول برگزاری

به گزارش خبرگزاری سلامت (طبنا) از کرمانشاه ، ابتدای صبح آخرین جمعه ماه رمضان بود ، روزی که بنام قدس معروف است ، در این اسفند ماه ابری باد ملایمی در خیابان‌های کرمانشاه می‌وزید به محل شروع راهپیمایی می روم ، آقای عبدی روحانی جوان و مسئول برگزاری مراسم را می بینم که در تکاپو است که مراسم به بهترین شکل ممکن بر گزار شود ، در ابتدای مراسم پرچم‌های سه‌رنگ ایران در دستان مردم در هوا می‌رقصیدند؛ گویی هر پرچم روایتگر بخشی از تاریخ این سرزمین است . هنوز به ساعت رسمی شروع مراسم نرسیده ایم ولی جمعیت موج می‌زد. از پیر و جوان گرفته تا زن و مرد، مدیران شهری، نمایندگان، دانشجویان، کارگران و خانواده‌ها؛ همه آمده بودند. در دستان بسیاری از مردم، عکس‌هایی از رهبر شهید انقلاب و نیز تصاویر آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، رهبر جدید، دیده می‌شد. مردم برای رهبر شهید عزاردارند اما عزایی که با غیرت و اراده همراه شده است

در لحظاتی که تاریخ داغ‌ترین و تلخ‌ترین صفحه خود را با شهادت اسوه‌ی پایداری، رهبر شهید انقلاب و قائد امت، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (رضوان‌الله تعالی‌علیه) در ترور جنایتکارانه رژیم سفاک صهیونیستی و شیطان بزرگ رقم زد، ملت ایران ، عزادار اما استوار نشان داد که مسیر ولایت با خون شهدای بزرگ این سرزمین آبیاری می‌شود. اکنون در سایه این مصیبت بزرگ، موج بیعت با «امام سید مجتبی خامنه‌ای»، ولی امر مسلمین و رهبر جوان و انقلابی به بهانه روز قدس سراسر کشور و استان کرمانشاه را فرا گرفته است.

امروز شرایط کشور فراتر از یک بحران سیاسی ساده است. استکبار جهانی با وقاحت تمام تمامیت ارضی ایران را هدف قرار داده و جنایت‌هایش تا جایی پیش رفته که در حمله‌ای ددمنشانه، ۱۷۰ دانش‌آموز بی‌گناه در مدرسه «شجره طیبه» به شهادت رسیده‌اند. بیمارستان‌ها، مدارس و خانه‌های مسکونی ـ که باید امن‌ترین پناهگاه‌ها باشند ـ زیر آتش دشمن قرار گرفته‌اند. در چنین برهه‌ای، ندای «لبیک» به رهبر جوان انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، در گوش جان مردم طنین انداخته و فرمان حضور گسترده در روز جهانی قدس، پاسخی به این جنایت‌ها شده است.

در میانه مسیر راهپیمایی، جمعیت آن‌قدر فشرده بود که گاه قدم‌ها خودبه‌خود با موج مردم حرکت می‌کرد. از هر سو شعارها بلند می‌شد. یک خواسته در میان همه مشترک بود؛ صدایی که از هزاران گلو شنیده می‌شد: «جنگ، جنگ تا پیروزی.» این شعار، فقط یک جمله نبود؛ فریاد نسلی بود که احساس می‌کرد باید پاسخ جنایت‌ها داده شود.

در میان جمعیت، گروهی بیش از همه جلب توجه می‌کردند؛ زنان و دخترانی که برخی از آنان با پوششی ساده یا حتی کم‌حجاب آمده بودند، اما با دلی ایرانی و عرق ملی در کنار دیگران ایستاده بودند. آنان نیز مانند دیگران آمده بودند تا نفرت خود از دشمن و دفاع از وطن را فریاد بزنند. حضورشان نشان می‌داد که حس ملی‌بودن و دفاع از سرزمین، مرزهای ظاهری را در می‌نوردد.

در گوشه و کنار جمعیت، چهره‌هایی دیده می‌شد که زمان بر چهره‌شان نشسته بود؛ رزمندگان قدیمی کرمانشاه. مردانی که سال‌ها پیش در جبهه‌ها ایستاده بودند و امروز دوباره در میان مردم دیده می‌شدند. برخی با لباس‌های ساده، برخی با عکس‌های همرزمان شهیدشان در دست. نگاهشان همان نگاه سال‌های دفاع بود؛ آرام، اما مصمم.

با گذشت زمان، ناگهان آسمان رنگ دیگری گرفت. بارانی آرام شروع به باریدن کرد؛ بارانی که گویی جمعیت را نوازش می‌داد. چترها یکی پس از دیگری باز شد، اما کسی خیابان را ترک نکرد. مردم آمده بودند برای بیعت؛ بیعت با رهبر جدید. باران نه‌تنها جمعیت را پراکنده نکرد، بلکه صحنه‌ای عجیب ساخت: پرچم‌هایی که در باد و باران می‌رقصیدند، چترهایی که بالای سر مردم باز شده بود و جمعیتی که همچنان شعار می‌داد. جنگ جنگ تا پیروزی

در آن لحظه، تصویر شهر شبیه یک قاب زنده از تاریخ بود. از میان جمعیت صدایی بلند شد: «ارتشی ، سپاهی ، انتقام… انتقام…» و جمعیت پاسخ داد. امروز، شاید مهم‌ترین خواسته مردم همین بود؛ مطالبه‌ای مشترک که در شعارها و نگاه‌ها دیده می‌شد.

با جرئت می‌توان گفت این روز قدس در کرمانشاه ، یکی از استثنایی‌ترین روزهای قدس در این شهر بود. یقین دارم همه ی ایران این چنین بوده است ، کرمانشاه روزی باشکوه را تجربه کرد؛ روزی که عظمتش فراتر از قاب هر دوربینی بود. هیچ لنزی نمی‌توانست تمام آنچه در خیابان‌ها جریان داشت را به تصویر بکشد: اشک‌ها، خشم‌ها، امیدها، پرچم‌هایی که در باد می‌رقصیدند و مردمی که زیر باران ایستاده بودند تا بگویند هنوز پای عهد خود ایستاده‌اند. شاید سال‌ها بعد، وقتی درباره این روز نوشته شود، همه بگویند که کرمانشاه در آن روز فقط یک شهر نبود؛

سنگری بود که مردمانش برای بیعت، برای مقاومت و برای پیروزی در آن ایستادند.

سیدعلیرضا قاسمی ، خبرنگار خبرگزاری سلامت

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha